تبليغاتX
یادداشتهایی از فنلا ند

هنری-اطلاع رسانی

 
       

تحقیقات یک اقتصاد دانزیست محیطی آمریکا نشان می دهد: کشورهای

اسکاندیناوی جزو سبزترین کشورهای جهان هستند که در میان آنها فنلاند  

بعنوان بهترین کشور برای زندگی شناخته شده است. 

به  نقل از رویترز، بنابر مطالعه ای که در مجله "ریدرز دایجست" به چاپ رسیده،‌ فنلاند عنوان بهترین کشور جهان از نظر کیفیت آب و هوا را به خود اختصاص داده است.

این کشور همچنین به لحاظ برخورداری از آمار پایین مرگ و میر نوزادان و شیوه های مطلوب حفاظت از شهروندان در مقابل آلودگی آب و بلایای طبیعی،‌ به عنوان بهترین کشور جهان برای زندگی در نظر گرفته شده است.

در این فهرست آمریکا در بین 141 کشور در جایگاه بیست و سوم، انگلیس در رده بیست و پنجم و چین در موقعیت هشتاد و چهارم قرار گرفته است. کلیه کشورهای رده پایین جدول را کشورهای آفریقایی تشکیل می دهند.

در همین حال از بین 72 کلان شهر اصلی دنیا،‌ استکهلم سوئد به عنوان بهترین شهر برای زندگی معرفی شده و شهرهای اسلو،‌ مونیخ و پاریس در رده های بعدی قرار دارند.

چهار شهر از آلمان نیز جزو 10 شهر برتر جهان قرار گرفته اند و نیویورک جایگاه پانزدهم و لندن جایگاه بیست و هفتم را به خود اختصاص داده اند.

براساس این مطالعه،‌ کشورهای آسیایی به عنوان کثیف ترین کشورها شناخته شده اند و پکن که میزبان المپیک تابستانی آینده خواهد بود به دلیل برخورداری از آلودگی هوا در پایین ترین نقطه جدول قرار دارد.

گفتنی است این تحقیق توسط "متیو کان" اقتصاددان محیطی آمریکا انجام شده و مواردی چون کیفیت آب آشامیدنی،‌ میزان انتشار گازهای گلخانه ای،‌ آموزش و سطح درآمد در آن مورد توجه قرار گرفته است.

|+| نوشته شده توسط دیدار در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 10:6 بعد از ظهر |
 

با اظهار تاسف، امروز با چنین خبر شرم‌آور در خبرگزاری فارس کشور ایران روبرو شدم. ایکاش نمی‌خواندم و چنین دل‌سیاهی و مرداردلی گزارشگران خبرگزاری فارس را نمی‌دیدم. ایکاش نمی‌دیدم که آنها به قهرمان ورزش افغانستان و فرزندی از دیار غزنویان توهین می‌کند. سال پار، دقیقا در چنین زمانی بود که قهرمان تکواندوی ایران و جهان، هادی ساعی با چونان دبدبه و کبکبه‌اش در مقابل حریف افغانش، نثار احمد بهاوی به زانو درآمد. امسال، همین دیروز 22 آگست، هادی ساعی برای ایران مدال طلا آورد، ما همه در کابل، از این خبر نیک خوشحال شدیم. اما بیاییم، خبرگزاریاهانت صریح خبرگزاری فارس ایران به افغانستان و مردمش فارس و همسایه همزبان مان را ببینیم که به مردم شریف افغانستان چگونه اهانت می‌کند.

"روح ا... نيكپاي، جوان 21 ساله كه به عنوان پناهنده در ايران اقامت داشته و در حرفه آرايشگري مشغول به كار بود، در اين دوره از مسابقات موفق شد با كسب يك مدال برنز دل مردم افغانستان را شاد كند تا براي چند روزي حال و هواي هموطنانش از تروريست، مواد مخدر و جنگ به دور باشد.
نيكپاي درباره موفقيتش در المپيك 2008 پكن اظهار داشت: اين مدال براي من نيست، بلكه به به مردم كشورم تعلق دارد
.
حامد كرزاي،‌ رئيس جمهور افغانستان پس از موفقيت فعلي به نيكپاي قول
داده كه براي بازگشت وي از ايران يك خانه به وي اهدا خواهد كرد تا بتواند در كنار خانواده اش به فعاليت و زندگي روزمره ادامه دهد".

گیرم، نیکپای عزیز، آرایشگر بوده است، آیا پخش چنین خبر دروغین توسط یک خبرگزاری رسمی دولتی و با نام، مثل خبرگزاری فارس مناسب است؟ آنها با چنین کار شان، اخلاق روزنامه‌نگاری را زیر سوال بردند و این را ثابت کرد که ممکن است روزی در بدل پول ناچیز حتی به کشور ایران و مردم شریفش اهانت کنند.

سراسر عقده و کینه
گزارش توهین و تحقیرآمیز خبرگزاری فارس، سراسر عقده و کینه است. عقده و کینه‌ای که تازه شکل می‌گیرد و در حال رشد است. عقده‌ و کینه‌ای که نمی‌خواهد افغانستان آباد شود و افغانستان امنیت داشته باشد. به این می‌گویند، آغاز نفرت علیه ایران، علیه خبرگزاری فارس، علیه همه چیزش. به این می‌گویند، نباید خاموش نشست و باید علیه چنین پلشتی‌های چنین خبرگزاری‌ها عکس‌العمل نشان داد. شرم باد بر این خبرگزاری که بی‌هیچ ملاحظات همسایگی، دوستی، همزبانی و مذهبی به تحقیر و توهین به ملت شریف افغانستان می‌پردازد. این قسمتی از گزارش خبرگزاری فارس بود که من از سایت شان گرفته‌ام.
اصل گزارش را در اینجا در صفحه کذایی این خبرگزاری بخوانید. این قسمت را یک بار دیگر بخوانید:

حامد كرزاي،‌ رئيس جمهور افغانستان پس از موفقيت فعلي به نيكپاي قول داده كه براي بازگشت وي از ايران يك خانه به وي اهدا خواهد كرد تا بتواند در كنار خانواده اش به فعاليت و زندگي روزمره ادامه دهد".

اول این که حامد کرزای نیست، حامد کرزی است که اصلا خبرگزاری‌های ایران یاد نگرفتند. این مانندی این می‌ماند که بگویم "محمود احمدی نژد". دوم اینکه نیکپای عزیز در ایران نیست بلکه در کابل است و حدود چهار سال پیش از ایران، از محنت‌کده، و از سرزمین شیخ محمود احمدی نژاد که هر روز هاله نور احاطه‌اش می‌کند، برگشته است.

تخم دشمنی پاشیدن
همین دیروز، دو کوهنورد ایرانی به نام‌های "محمود قویدل و بهمن اسفندیاری" به کابل رسیدند و قرار است بروند ولایت بدخشان و قله نوشاخ را فتح کنند. آنها پیام صلح و دوستی افغانستان – ایران را با خود شان حمل می‌کنند و با این همه ناامنی‌ها تصمیم گرفته‌اند، پیام دوستی از طریق فتح قله نوشاخ به ارتفاع 7492 متر به دو کشور برسانند. اما خبرگزاری دولتی ایران، به این چیزها چلیپا می‌کشد، و دست به خصومت و هتاکی علیه کشور افغانستان می‌زند. آنها به صلح و دوستی دو کشور باور ندارند بیشتر به کینه‌توزی و خصومت بین دو کشور اهمیت می‌دهند.

این است همسایه، دوست، همزبان، هم‌کیش، هم‌مذهب. این است حق همسایگی که چنین مهربانی‌ای در حق همسایه‌اش دارد. بعد از پیروزی افغانستان و قرار گرفتن افغانستان در رتبه بالاتر از ایران در المپیک 2008 بیجینگ، خبرگزاری فارس، با چونان ناجوان‌مردی تمام، با پخش این خبر "یک آرایشگر پناهنده در ایران به اولین مدال المپیک افغانستان رسید" صریحا به ملت شریف افغان و افغانستان اهانت می‌کند.

ببینید، لطف خبرگزاری‌های دولتی‌ ایران را. دیروز دولت شان، به طالبان صلاح و مهمات تهیه می‌کرد تا علیه ارتش ملی و پلیس ملی مبارزه کنند. هر روز ماین و صلاح‌های ساخت ایران در جنوب و جنوب غرب افغانستان از شورشیان طالب به دست می‌آید. امروز تنها به این هم بسنده نمی‌کند، خبرگزاری‌های شان به میدان آمده و صریحا به ما توهین می‌کند.

سفیر ایران در کابل باید احضار گردد
کجاست وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت خارجه افغانستان و کجاست رئیس جمهور و مقاماتی که باید سفیر ایران را در کابل بدون معطلی احضار کنند و جدا ازش بپرسند که دلیل این همه توهین و حقارت در چیست. این توهین تنها به روح الله نیکپای عزیز، قهرمان ملی مان نیست، این توهین به تک تک افغانهای با احساس و با شرفی است که باید در برابر آن بیستند. این توهین و تحقیر به کشور30 ملیونی است، به تمام افغان‌های است که در سراسر دنیا زندگی می‌کنند، به بزرگانی چون خداوندگار بلخ حضرت مولانا جلال‌الدین بلخی است و به بزرگان این سرزمین است. این یک توهین و تحقیر صریح به غرور و افتخار ملی افغانستان عزیز ماست. این توهین به پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک و ده‌ها قوم شریف دیگر افغانستان است. این توهین به رئیس جمهور کرزی، اعضای پارلمان، وزرا، تمام دانشمندان و روشنفکران افغانستان است. بدون معطلی باید، سفیر ایران در کابل احضار شود. این اولین باری نیست که خبرگزاری‌های ایران، به ملت شریف افغانستان توهین می‌کند، قبلا سایت بازتاب مطلبی را تحت عنوان "
کاسه گدايی، جيب خالی، پز عالی" نیز دست به چنین کاری زده بود که مورد عکس‌العمل‌های شدیدی مقامات افغان و روشنفکران افغانستان قرار گرفت و حتی سفیر وقت ایران در کابل مجبور شد به خبرگزاری‌ها افغانستان توضیح بدهد.

خواهشی از هموطنانم
من جدا خواهشمندم از همه هموطنانم که در برابر هتاکی و تحقیر خبرگزاری فارس ایران بیستند، واکنش نشان بدهند و بر دولت افغانستان فشار وارد کنند تا سفیر ایران را احضار کند. همزمان، دوستان باید با خبرگزاری‌ها، تلویزیون‌های خصوصی، تلویزیون آریانا، بنیاد بیات و ده‌ها روزنامه و مجله خبر بدهند. من تقاضا می‌کنم که بصورت گروهی باید کار کنیم تا به دلیل پخش این خبر تحقیرآمیز نسبت به ملت شریف افغانستان، خبرگزاری فارس را مجبور به عذرخواهی کنیم.

جالب اینجاست که هزاران جوان ایرانی، نویسنده، روزنامه‌نگار و فعالین حقوق بشر، این خبر را با هیچ کراهتی می‌خوانند و از کنارش به همین سادگی می‌گذرند. لابد می‌گویند، حق مردم ایران است که به افغانستان و مردمش توهین و تحقیر روا دارد. لابد در برابر چنین تحقیرها از جانب هموطنان شان خاموشی اختیار می‌کنند و یا شاید هم احساسی ندارند. من چند روز پیش، یادداشتی را از میدان هوایی وین، پایتخت اتریش در باره بی‌ادبی و بی‌نزاکتی ورزشکاران ایرانی نسبت به خود نوشتم، صدها ایرانی در وبلاگم ریختند و خواستار عذرخواهی از طرف من شدند که هیچ حقی هم نداشتند. حالا فرصتی است که باید در برابر این خبرگزاری لمپن فارس ایران خاموش ننشینیم.

|+| نوشته شده توسط دیدار در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 12:3 بعد از ظهر |
 
                                                4 مدال قهرماني را در سابقات ووشوی کشورهای اسکانديناوی

دو نو جوان افغاني، 4 مدال قهرماني را در سابقات ووشوی کشورهای اسکانديناوی کسب کردند. در تاريخ 16 ماه ثور 1386 مطابق با 6/5/2007 ميلادی، مسابقات ورزش ووشو بين کشورهای اسکانديناوی در شهر اسلو پايتخت کشور ناروی با شرکت 84 ورزشکار از چهار کشور فنلند، سويدن، ناروی و ايسلند در رشته های مبارزه و تکنيک برگزار شد.

اين مسابقات که از سوی فدراسيون ورزشهای رزمي کشور ناروی و با همکاری فدراسيونهای ورزش ووشوی کشورهای اسکانديناوی سازماندهي شده بود بخاطر پيشرفت ورزش ووشو و ارزيابي توانائيهای ورزشکاران اين رشته در اسکانديناوی داير گرديد. مسابقات همزمان در رشته مبارزه و تکنيک از ساعت 10 صبح يکشنبه 16 ماه ثور آغاز و در ساعت پنج عصر همانروز خاتمه يافت.

نحوه مسابقات انفرادی بود و بيشترين مدال را به ترتيب ورزشکاران تيم ملي فنلند، سويدن، ناروی و ايسلند کسب کردند. تيم فنلند با کسب 20 مدال که عبارت بودند از 10 مدال طلا، 7 مدال نقره و 3 مدال برنز قهرمان اين مسابقات شمرده شد. از مجموع 20 مدال 2 مدال طلا و 1 مدال نقره و 1 مدال برنز را دو نو جوان افغاني عضو تيم ملي فنلند بدست آوردند.

ليلا شفايي 14 ساله دو مدال طلا را و مهدی شفايي 1 مدال نقره و 1 مدال برنز را ازان خود نمودند. اين دو نوجوان از حدود 5 سالگي پيش پدر خويش حامد شفايي مربي تيم ووشوی فنلند به آموختن هنر رزمي ووشو پرداخته و تاکنون حدود 30 مدال طلا، نقره و برنز را از مسابقات ملي، اروپايي و بين امللي نو جوانان اهراز نموده اند.

رياست تيم ملي 16 نفری فنلند را در مسابقات اسکانديناوی، آقای آکي کورهونين و مربي تيم فنلند را حامد شفايي رئيس انجمن ووشو- کونگفوی فنلند برعهده داشت.

سر داوری مسابقات را استاد ژانگ فانگ داور بين المللي ووشو و از اساتيد مشهور ووشو در چين که همدوره آقای "جت لي" قهرمان سابق ووشو و هنرپيشه مشهور سينمای هالي وود است برعهده داشت و دست يار وی در اين مسابقات استاد "جو" از استادان خوب کشور چين بود.

|+| نوشته شده توسط دیدار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 1:0 بعد از ظهر |
 
شکریه عرفانی       فایقه جواد      معصومه صابری     زهرا حسین زاده      

  مریم ترکمنی                       معصومه خدا نظر 

 

زنان مهاجر افغانستانی در ایران در چند چیز باهم فرق دارند.  اول اینكه از وضعیت های متفاوتی به ایران مهاجر شده اند وضعیت هایی با نسبت های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی متفاوت. مثلا زنان مناطق روستاهای مركز افغانستان شكل و آداب زندگیشان با زنان مناطق شهری كابل و مزار یا زنان مناطق جنوب و غرب افغانستان خیلی تفاوت دارد؛ و دو دیگر وضعیت فعلی اجتماعی آنها  نیز آنها را از هم متمایز می كند. 

دوشیزگان یخ زده در باد گم شدند 

عاشق شدند و در شب میعاد گم شدند 

فائقه جوادمهاجر
 

خبری نیست، جز اینكه 

زنی با روسری رسوا  

بر زمین می خورد 

و می گوید من حوا نیستم  

من پیراهن هایم را می شمارم و از خود می پرسم 

آیا من حوایم...

گروهی اینجا از مواهب و امكانات بهتر زندگی برخوردار شده اند و گروهی اصلا نه.  بعضى به اجتماعات فرهنگی جمهوری اسلامی مثل دانشگاه ها، فرهنگسراها و مراكز آموزشی راه یافته اند. بعضى ديگر به خاطر شكل متفاوت اقامت از لحاظ  پناهندگی، مهاجرت یا حضور غیر قانونی در ایران شايد حتى به مدرسه راه پيدا نکرده اند. با این وجود همه این جمعیت متنوع در چند چیز مشتركند.

 

اول این كه علیرغم این كه در ایران زندگی می كنند هیچ وقت نتوانسته اند در فضای اجتماعی ایران حل شوند یا خود را جزئی از این محیط بدانند و اغلب مناسباتشان درون قومی است و بیشتر باهمدیگر سروكار دارند.  حداقل می شود گفت تا این اواخر همین طور بوده است. حتی برخورد آنها با محیط میزبان نیز با جبهه گیری و تعصب همراه بوده است.  

نوستالژی وطن بخصوص بخاطر سال ها دوری و شناخت غیر دقیق از وطن- وطنى که  برای آنها كاملا انتزاعی بوده است- همیشه در بین این زنان تب داغی داشته است.

از جانبی جبهه گیری و شكایت آنها در برابر فرهنگ و جامعه ایرانی نیز خودش به نوعی رواج و رسم تبدیل شده است.

به همین دلایل آنها علیرغم همه تفاوت هایشان در مقابل جامعه ایرانی كنش های مشتركی داشته اند. به ندرت كسی از آنها ( جدای از قوانین دولتی و سنتی افغانی ) در ایران شاغل شده اند و به این جهات اکثرا تودار، درونگرا و پرخاشگر به نظر می آیند.

|+| نوشته شده توسط دیدار در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 12:28 بعد از ظهر |